کاش این زمستان لعنتی زودتر تمام شود

این شبهای کشدار زودتر صبح شوند

سرما از سر انگشتانم وارد تنم می شود و همه وجودم را سرد می کند
وجود یخ زده هم حوصله هیچ چیز ندارد
روزهایم به سردی انگشتان همیشه قرمزم می گذرد

همه چیز برایم سرد و خاکستریست

آفتاب گرم می خواهم ، رنگ های زنده می خواهم

دلم برای بهار تنگ شده است.